text1

پنج شنبه, 23 ارديبهشت 1400-

بسته حوادث یکشنبه 22 فروردین (2)

دیده بان هشتم : دست قاتل فراری 5 ساعته رو شد

 

حوادث

 

قاتل فراری فیروزکوه که در پی اختلافات خانوادگی دست به قتل زده بود بازداشت شد. این قاتل فراری و همدستانش در ارتفاعات روستای سیمین‌دشت فیروزکوه در کمتر از ۵ ساعت به دام پلیس افتادند.فرمانده انتظامی فیروزکوه گفت: در پی اعلام درگیری خانوادگی؛ ارتکاب یک فقره قتل فرد تبعه افغانستانی و متواری شدن قاتل و همدستانش در حوزه استحفاظی فیروزکوه اقدامات دستگیری این افراد در دستور کار پلیس قرار گرفت.
سرهنگ حسن شاکری افزود: طی شناسایی قاتل و همدستانش که از اتباع افغانستانی بودند با استمداد پلیس آگاهی شهرستان فیروزکوه از محیط‌بانان و بسیجیان شهرستان نهایتاً پس از ۵ ساعت تعقیب و گریز متهمان دستگیر شدند.

وی گفت: در جریان این دستگیری دو قبضه سلاح جنگی کلت در مخفیگاه قاتل و همدستانش کشف و ضبط شد.

فرمانده انتظامی فیروزکوه افزود: پرونده برای تکمیل مراحل قانونی به دادگاه شهرستان ارجاع داده شد.

 

کوری مرد حجره دار تهرانی بعد از درگیری با یک مشتری
جلسه محاکمه مرد جوانی که متهم است پس از درگیری با مرد حجره دار وی را کور کرده در حالی برگزار شد که وی مدعی بی‌گناهی است.


اوایل اردیبهشت سال 98 بود که مرد جوانی به ‌نام پیمان را که از ناحیه چشم راست مجروح شده بود به بیمارستان منتقل کردند اما پس از بررسی وضعیت چشم وی و عمل جراحی مشخص شد چشمش به علت اصابت جسم سخت بشدت آسیب دیده و باید تخلیه شود. بدین ترتیب چشم راست پیمان نابینا شد.

 

مرد جوان پس از ترخیص به مأموران پلیس گفت: من سال‌هاست که در میدان میوه و تره‌بار مرکزی تهران حجره دارم و در آنجا کار می‌کنم. روز حادثه با یکی از مشتری‌های حجره به ‌نام مسعود درگیری پیدا کردم و کار به نزاع فیزیکی کشید اما با دخالت مردم دعوا تمام شد و مسعود هم از آنجا رفت.


آن روز خیلی عصبانی بودم با این حال خودم را با کار سرگرم کردم و چند ساعت بعد در حالی که مشغول کار بودم ناگهان احساس کردم جسمی سخت به چشمم اصابت کرد و همه جا سیاه شد. نمی‌دانم چه بود شاید کسی با تفنگ ساچمه‌ای یا تیرکمان به چشمم زده بود هر چه بود بر اثر این حادثه کور شدم.

 

پیمان در ادامه گفت: من در میدان تره بار با هیچ کسی خصومت نداشتم و حالا به مسعود مشکوک هستم فکر می‌کنم بعد از دعوای آن روز صبح او به خاطر کینه‌ای که از من به دل گرفته بود دست به چنین کاری زده است.

با این شکایت پلیس از وی خواست تا چنانچه شاهدانی دارد به دادگاه معرفی کند. پس از آن چند نفر از کارگران میدان تره بار به‌عنوان شاهد در دادسرا حاضر شدند اما آنها همگی شهادت دادند که فقط شاهد درگیری صبح روز حادثه بوده‌اند و ندیده‌اند که چه کسی به چشم پیمان شلیک کرده است.

 

پس از شکایت مرد نابینا مأموران پلیس، مسعود را دستگیر کردند اما وی منکر هرگونه دخالتی در کوری چشم مرد حجره دار شد.

 

سرانجام صبح دیروز متهم که با قرار وثیقه آزاد بود در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

 

در ابتدای جلسه شاکی بار دیگر به شرح ماجرا پرداخت و گفت: من مطمئنم که مسعود به سمت من شلیک کرده و باعث کوری چشم راستم اوست اما حالا منکر شده و دروغ می‌گوید اما برای او اشد مجازات می‌خواهم.کسی تا نابینا نباشد نمی‌تواند درد مرا بفهمد من بعد از این حادثه کار و زندگی‌ام نابود شد.

 

وقتی متهم روبه‌روی قضات ایستاد بار دیگر منکر ارتکاب این جرم شد و گفت: آن روز به میدان تره بار رفته بودم تا مقدار زیادی سبزی بخرم؛ اما سبزی‌هایی که پیمان به من داد همگی خراب بود. سر همین موضوع با او درگیر شدم و کار به زد و خورد کشید اما با دخالت حاضران در محل دعوا تمام شد و من هم سوار ماشینم شدم و از آنجا رفتم. من نمی‌دانم چطور چشم او نابینا شده است.او حتی خودش هم نمی‌داند چگونه چشمش کور شده و کسی را ندیده است و به من تهمت می‌زند اما من بی‌گناهم.

پس از پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

 

بازداشت نوعروس خائن در خانه مجردی دوست شوهرش
زن 19 ساله در پی ارتباط عاشقانه با دوست شوهرش از خانه فرار و به خانه مجردی مرد هوس آلود پناه برد.
زن 19 ساله ای در مشهد برای فرار از خانه شوهر به خانه مجردی دوست شوهرش پا گذاشت و در پی شکایت شوهرش و لو رفتن رابطه عاشقانه اش با دوست شوهر راهی کلانتری شد.


پدرم معتقد بود دختر هنوز چشم و گوش بسته است باید ازدواج کند تا به سوی جنس مخالف گرایش پیدا نکند. با وجود این نمی دانم چگونه درگیر ماجرایی وحشتناک و زننده شدم که رسوایی بزرگ انتظارم را می کشد و ...

 

این ها بخشی از اظهارات زن 19ساله ای است که به دنبال شکایت همسرش پا به کلانتری رسالت گذاشته بود. این زن جوان که کوله باری از ندامت را به دوش می کشید و زندگی اش را در آستانه نابودی می دید، درباره سرگذشت گناه آلود خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: هنوز سال آخر دبیرستان را نگذرانده بودم که به اصرار پدرم پای سفره عقد نشستم. پدرم اعتقاد داشت دختر باید با چشم و گوشی بسته پا به خانه شوهر بگذارد تا وارد روابط غیراخلاقی نشود.


خلاصه 17سال بیشتر نداشتم که مراسم عقدکنان من و ابراهیم برگزار شد ولی نامزدم هیچ گاه برایم خرید نمی کرد یا پولی برای تهیه لوازم ضروری زندگی به من نمی داد.

 

در حالی که آرزو داشتم مانند بسیاری از نوعروسان لباس های شیک بپوشم و لوازم آرایش داشته باشم، اما خانواده همسرم با این بهانه که مخارج نوعروس در دوران نامزدی بر عهده خانواده خودش است و ما چنین رسومی نداریم، از پرداخت هر گونه هزینه برای خرید لوازم ضروری خودداری می کردند.

 

از سوی دیگر نیز خانواده ام انتظار داشتند تا نامزدم هزینه های معمولی را بپردازد، به همین دلیل من همواره در حسرت خیلی از موضوعات ساده زندگی ماندم که برایم به یک آرزو تبدیل شده بود! بالاخره یک سال بعد زندگی مشترکمان را در حالی آغاز کردیم که نه تنها ابراهیم به همین رفتارهایش ادامه می داد بلکه بسیار رفیق باز بود و دوستان مجردش را به خانه دعوت می کرد و من مجبور به پذیرایی از آن ها می شدم.

 

در این میان فرامرز بیشتر از دیگر دوستانش به خانه ما رفت و آمد داشت به طوری که حتی در نبود ابراهیم نیز به خانه ام می آمد و منتظر همسرم می ماند. در همین روابط ناشایست بود که آرام آرام پیامک های فرامرز با مضامینی عاشقانه شروع شد و من هم به تدریج به او وابسته شدم.

 

در این میان همسرم به جای آن که ارتباط خود را با دوستان مجردش قطع کند، به من سوءظن پیدا کرد به طوری که مرا در خانه زندانی می کرد و سر کار می رفت.


من هم که دچار یک لجبازی مغرورانه شده بودم سعی می کردم رفتارهایی انجام بدهم که همسرم به خاطر بدبینی هایش دچار رنج روحی شود. روزها به همین ترتیب می گذشت تا این که یک روز، زمانی که در خانه زندانی بودم کلیدها را مخفیانه از جیب همسرم برداشتم و از خانه بیرون زدم. چون جایی برای رفتن نداشتم، به سراغ فرامرز رفتم و قصه فرارم را برایش شرح دادم و به او گفتم که دیگر از این زندگی موش و گربه بازی خسته شده ام و باید این مشکل را به طور ریشه ای حل کنم.

 

فرامرز هم که با نگاه های هوس آلودش به دنبال چنین فرصتی می گشت، از من خواست تا به خانه مجردی او بروم. در همین اثنا همسرم متوجه حضور من در منزل مجردی دوستش شده بود که ناگهان به همراه نیروهای انتظامی به سراغم آمد و این گونه من در مسیر یک رسوایی بزرگ و آبروریزی خانوادگی قرار گرفتم اما ای کاش...

 

شایان ذکر است، با صدور دستوری ویژه از سوی سرگرد روح ا... لطفی (رئیس کلانتری رسالت مشهد) رسیدگی به این پرونده و بررسی های روان شناختی آن به کارشناسان زبده دایره مددکاری اجتماعی سپرده شد تا ریشه های این ماجرا مورد کنکاش های علمی و تجربی قرار گیرد.

رکنا

insta1بروزترین خبرهای حقوقی و قضایی کشور را در صفحه اینستاگرام ما دنبال فرمایید.

منتشر شده در یکشنبه, 22 فروردين 1400 13:29

 

 apple1  android1  tel11  insta1

گیف جدید دیده بان

ارز - طلا - سکه قیمت ( تومان )
دلار 21,975
یورو 26,449
پوند 32,136
یوان چین 3,520
دینار عراق 209
دینار کویت 76,020
درهم 6,147
لیر 2,680
سکه بهار آزادی 9,901,900
سکه امامی 10,054,000
نیم سکه 5,570,000
ربع سکه 3,700,000
سکه 1 گرمی 2,200,000
طلای 24 عیار 1,325,800
طلای 18 عیار 994,300
طلا مثقالی 4,305,000
طلا اونس 181
بیت کوین 1,059,634,500
اتریوم 85,702,500
مابقی ارزها
دلار کانادا 18,825
دلار استرالیا 17,750
دلار نیوزلند 16,790
دلار سنگاپور 17,090
دلار هنگ کنگ 5,620
ریال عربستان 6,821
ریال قطر 6,350
ریال عمان 59,140
فرانک سوییس 25,340
کرون سوئد 2,780
کرون دانمارک 4,080
کرون نروژ 2,770
دینار بحرین 59,930
لیر سوریه 50
روپیه هند 350
روپیه پاکستان 181
منات آذربایجان 0
درام ارمنستان 66
لاری گرجستان 6,640
رینگیت مالزی 3,010
بات تایلند 750
افغانی 318

Copyright 2019 All Rights Reserved

طراحی سایت توسط نونگار پردازش